تبليغاتX
جسم و جان
بنام خدا

وب سایت رسمی استاد موللی افتتاح شد:

http://www.basyrat.com

منتظر شما همراهان صمیمی هستیم

 

+ نوشته شده توسط مهران موللی در دوشنبه 4 تیر1386 و ساعت 20:54 |

آموزش مكاتبه اي "خود هيپنوتيزم":

 

 شامل 4 عدد نوار، يك عدد سي دي و جزوات مربوطه

قيمت: 25 هزار تومان

اين مبلغ، جهت پاسخگويي به مشكلات و سوالات شما در هنگام تمرين نيز مي باشد كه مي توانيد مستقيما با استاد موللي در ميان بگذاريد

جاری الکترونیک بانک ملت (جام)

حساب شماره ۵۶/۴۹۱۳۵۵

بنام غریب موللی 

**تذكر: لطفا، پس از واريز مبلغ مذكور، از طريق ايميل یا تلفن اطلاع داده شود

 

با تشكر

+ نوشته شده توسط مهران موللی در دوشنبه 30 آبان1384 و ساعت 20:57 |
 

سمينار "علوم دروني و مباني اسلامي"

 

توسط استاد موللي

در تاريخ 19/8/84

در دانشگاه هرمزگان

+ نوشته شده توسط مهران موللی در یکشنبه 1 آبان1384 و ساعت 9:54 |

پس از سومنامبول، نوبت به خواب لتارژي مي رسد.

در مرحله سبك اين حالت، سوژه جز صداي عامل هيچ صداي ديگري را نمي شنود و هر عضوي از بدن وي را كه فشار مختصري دهيم بلافاصله خشك مي شود. سوژه در اين حالت احساس سنگيني و لختي بسيار زيادي مي كند و چنان بي حس مي شود كه اگر دست يا پايش را قطع كنند، حس نمي كند.

در مرحله عميق اين خواب، پريسپري(كالبد مثالي) سوژه از جسم وي خارج مي شود و بدن سوژه چنان سنگين و خشك مي گردد كه نمي توان هيچيك از اعضا را حركت داد. در اين حالت مي توان انوار سفيدي را كه همان پريسپري سوژه مي باشد، اطراف او مشاهده كرد و اگر به هر جاي بدن سوژه سوزن فرو كنيم چيزي حس نمي كند، ولي اگر به پريسپري وي وارد آوريم، به شدت احساس درد مي كند.

در اين خواب، سوژه فرقي با مرده ندارد بطوريكه اعمال اصلي بدنش مثل نبض، قلب و تنفس از عمل باز ايستاده و در رگهايش خون به گردش در نمي آيد. به همين علت به اين حالت، مرگ كاذب مي گويند. البته پريسپري سوژه به جسم حلول كرده و دوباره به وضع عادي بر مي گردد.

چون بهترين حالت هيپنوز، حالت سومنامبول است و افراد خيلي مستعد و كمي را مي توان به خواب لتارژي برد، هيپنوتيزورها معمولا سعي مي كنند سوژه را تا مرحله سومنامبول ببرند.

در اينجا ذكر 2 نكته ضروري است:

اولا، شايد براي عده اي اين سوال پيش بيايد كه چرا مثلا در مرحله كاتاليپسي، عامل دست يا تمام بدن سوژه را با تلقين منقبض و خشك مي كند؟

جواب اين است كه در تمام مراحل هيپنوتيزم، دادن تلقينات مختلف مثل سبكي يا خشك شدن دست، چشم و ديگر اعضا براي عميق تر شدن هيپنوز و خلسه سوژه و در نتيجه تاثير بيشتر تلقينات است و پس از ايجاد يك حالت مثل سنگيني چشمها، هيپنوتيزور با تلقين معكوس چشمهاي سوژه را به حالت عادي بر مي گرداند.

ثانيا، در هيچكدام از مراحل، حتي مرحله بسيار عميق هيپنوز، عامل نمي تواند سوژه را به كار خلافي وادار كند و اگر زياد اصرار ورزد، سوژه از حالت هيپنوز خارج شده و بيدار مي شود.

+ نوشته شده توسط مهران موللی در جمعه 25 شهریور1384 و ساعت 22:59 |

دوست عزيز، تا آنجا كه بنده اطلاع دارم، زمانيكه آموزش كونگ فو توآ در ايران ممنوع شد اساتيد توآ تصميم گرفتند بر پايه كونگ فو توآ، سيستمي ايراني ابداع كنند. بر اين اساس سبك رزم آوران ، توسط آقاي مجيد رجائي، ابداع شد.

 اوج فعاليت اين سبك، سالهاي 68 تا 74 بود. در اين سبك: مبارزه به شيوه فول كنتاكت، سلاح سرد، هنرهاي فردي و آموزشهاي ر‎‎‎‏ِنجري نيز وجود دارد.

متاسفانه ، تاسيس سبكهاي داخلي و ورود سبكهاي خارجي در حال حاضر، حضور اين سبك در جامعه رزمي ايران را بسيار كمرنگ نموده است.موفق باشيد                    

+ نوشته شده توسط مهران موللی در جمعه 4 شهریور1384 و ساعت 21:20 |

به نام خدا

 

چنانچه تلقينات ادامه يابد، خواب سومنامبول در سوژه پديد مي آيد كه بهترين نوع خواب هيپنوتيزم است و ارزش درماني و تلقيني بسيار زيادي دارد.

در مرحله اول اين حالت، سوژه، صداهاي اطراف را ضعيف مي شنود و بر اعمال خود آگاهي اندك دارد و كاملا تحت تاثير القائات عامل قرار دارد. در سومنامبول، سوژه مي تواند تصاوير ذهني را كاملا تجسم كند و بر آنها تمركز نمايد و در هر نقطه از بدن او ميتوان بي حسي موضعي ايجاد كرد. مثلا اگر در بازوي سوژه سوزن فرو كنيم، نه احساس درد مي كند و نه خون مي آيد.

در مرجله دوم اين حالت، حواس سوژه بسيار قوي مي گردد و قادر است با چشمان بسته مطلبي را بخواند يا مشغول نوشتن شود. همچنين عضلات، چنان قدرتي پيدا مي كنند كه سوژه، مي تواند بدون خستگي به مدت زيادي كارهاي سخت انجام دهد. سوژه در اين نوع خواب چنان تحت تاثير تلقينات عامل قرار مي گيرد كه دچار واقعيت پنداري مي شود. مثلا اگر گفته شود كه الان شيري به او حمله مي كند، شيري را تصور نموده و دچار وحشت مي شود. يا مي توان در وي احساسات مختلف را بوجود آورد. بعنوان مثال با تلقين سرما، شروع به لرزيدن و يا گرما، شروع به عرق ريختن نمايد. در اين مرحله، سوژه، با چشمان باز نيز قادر است بدون ديدن اطراف خود، تنها تلقين عامل را پيش رو ببيند و تصور كند.

در اين حالت، سوژه، مي تواند خاطرات سالهاي گذشته خويش را بياد بياورد كه به آن سير قهقرايي يا در اصطلاح هيپرآمنزي گفته مي شود و در كشف علت بيماريهاي روحي و درمان آن نقش بسزايي دارد. همچنين مي توان خاطرات رنج آور و منفي را نيز از ضمير سوژه پاك نمود كه به آن فراموشي و يا اصطلاحا آمنزي گفته مي شود. اگر شخصي از خاطره اي رنج ببرد معمولا پس از ايجاد آمتري، احساس راحتي و سبكي مي كند(شخصا اين عمل را بر روي يكي از سوژه هايم كه گاهي اوقات از خاطره اي به شدت رنج مي برد انجام دادم كه باعث شگفتي زياد وي شده بود).

معمولا پس از اين حالت از هيپنوتيزم، سوژه، كارهايي را كه طي خواب مصنوعي انجام داده بخاطر نمي آورد. با تربيت و تمرين بر سوژه هاي مستعد، مي توان آنها را به روشن بيني نيز رساند، بدين معني كه از گذشته، حال و آينده خبر دهند. البته معدودي از افراد مي توانند به اين درجه از هيپنوز برسند. افرادي كه در خواب راه مي روند يا حرف مي زنند براحتي به خواب سومنامبول مي روند كه اصطلاحا به آنها مديوم گفته مي شود.

+ نوشته شده توسط مهران موللی در جمعه 4 شهریور1384 و ساعت 12:37 |

به نام خدا

 

بعد از سوگژيستف، حالت كاتالپسي يا انجماد عضلات در سوژه پديد مي آيد. مي توان اين حالت را شبيه به زماني كه شخصي بشدت از يك چيز مي ترسد و تحت تاثير قرار مي گيرد، دانست كه در اين وضع ناگهان تمام بدن، خشك و منقبض مي گردد طوريكه شخص نمي تواند هيچ يك از اعضاي بدن خود را حركت دهد. و به همين دليل براي ايجاد اين خواب در سوژه، مي توان از نور قوي استفاده كرد.

در حالت سبك كاتالپسي مي توان با تلقين، يكي از اعضاي بدن سوژه را مثل دست يا پا بحالت خشك و منقبض شده درآورد، بطوريكه اگر دستش را بالا بياورد چنان خشك شود كه قادر به پائين آوردن آن نباشد. در ورزشهاي رزمي اين حالت موثرترين راه جهت شكستن اجسام سخت است.

در مرحله عميق كاتالپسي، تمام اعضاي بدن سوژه چنان خشك و منقبض مي گردد كه مي توان مانند پلي، سر وي را روي صندلي و پاهايش را روي صندلي ديگر گذاشت و حتي يك نفر نيز مي تواند روي شكم سوژه بايستد بدون اينكه بدن سوژه خم شود.تلقينات سلامت و بهبودي تا حد زيادي در اين حالت از هيپنوز تاثير دارند و اكثر افراد را ميتوان به اين مرحله برد.  

+ نوشته شده توسط مهران موللی در سه شنبه 1 شهریور1384 و ساعت 20:42 |
به نام خدا

وقتيكه تمركز سوژه توسط هيپنوتيزور تثبيت گردد و چشمهاي سوژه بسته شود، اين حالت پديد مي آيد. در اين حالت، سوژه، صداهاي اطراف را بوضوح مي شنود و حتي مي تواند صحبت كند، ولي تحت نفوذ عامل(هيپنوتيزور) قرار دارد و نمي تواند بدون دستور او كاري انجام دهد.

سوژه در درجه سبك اين مرحله، احساس سنگيني و ريلاكس مي كند و آرامش دارد. در درجه عميق اين حالت با تلقينات عامل، سوژه قادر به باز كردن چشمهايش نيست و در اين وضع، احساس سنگيني و ريلاكس زيادي مي نمايد.

+ نوشته شده توسط مهران موللی در شنبه 29 مرداد1384 و ساعت 0:7 |

به نام خدا

 

در كشور ما هر وقت نامي از هيپنوتيزم برده مي شود، فورا هاله اي از رمز و راز، اعمال جادوگري و فريبكاري براي اكثر مردم تداعي مي شود. البته نمي توان مردم را بخاطر چنين طرز تفكري بازخواست كرد چون نمايش هاي هيپنوتيزورهاي صحنه و يا افراد سودجويي كه در گذشته موجب تفريح و يا احيانا فريب عده اي از مردم شده اند، باعث گرديده اذهان عمومي نسبت به كلمه (هيپنوتيزم) حساسيت شديد پيدا كند. ولي امروزه، هيپنوتيزم از قالب نمايش صحنه و سحر و جادوگري بيرون آمده و بصورت يك حقيقت علمي به اثبات رسيده و بعنوان وسيله اي مهم و موثر در خدمت دانش هاي گوناگون چون: پزشكي، قضايي، تربيتي و غيره درآمده است.

 

حال به تشريح درجات مختلف هيپنوتيزم مي پردازيم.

كارشناسان هيپنوتيزم هر يك درجات مختلفي براي آن قائل شده اند. با اين حال ،می توان هيپنوتيزم را به 4 مرحله كلي تقسيم كرد كه به ترتيب عبارتند از:

1-       سوگژيستف(مرحله فاعلي)

2-       كانالپسي(انجماد عضلات)

3-       سومنامبول(خوابگردي)

4-       لتارژي(مرگ كاذب)

 

البته هر يك از اين مراحل داراي دو درجه سبك و عميق است و هر چقدر سوژه به عمق بيشتر و درجات بالاتري از هيپنوز فرو رود ، تاثير تلقينات بيشتر مي شود. ولي براي موثر بودن تلقينات يك عمق متوسط نيز كافي است و پذيرش يك تلقين توسط سوژه بستگي به سيستم مغزي او دارد. با اين همه براي اغلب سوژه ها مرحله دوم (كاتالپسي) جهت ارائه تلقينات سلامتي مناسب است. ولي اگر بتوان سوژه را تا مرحله سومنامبول برد ،تلقينات بيشتر اثر مي كند.

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط مهران موللی در سه شنبه 18 مرداد1384 و ساعت 14:24 |

با نام و ياد خدا

براستي عوامل موفقيت در يك مبارزه رزمي چيست؟ آيا كسي كه ضربات پاي پرقدرت و سريعي داشته باشد؟ يا كسي كه بتواند به حريفش ضربات سنگين دست بزند؟ يا فردي كه قادر باشد فنون قفلي و پرتابي را به خوبي اجرا نمايد؟ نگارنده كه خود چند سالي است مشغول فراگيري و تمرين هنرهاي رزمي مي باشد، سعي كرده عوامل موفقيت يك رزمي كار را به اختصار بيان كند.

اصولاً در پيروزي يك نبرد رزمي عوامل بسياري دخالت دارند، اما چند عامل هستند كه از عوامل ديگر بسيار مهمترند كه در پي مي آيد:

۱-ريلكس بدن: «ريلكس» واژه اي است انگليسي و بمعناي شُل كردن بدن. رزمي كاري كه بتواند به طرز صحيحي بدنش را ريلكس و شُل كند به راحتي قادر است پارازيت‌ها و افكار منفي ذهن خود را كنترل نمايد و فكرش را آرام سازد. به عبارتي «وقتي كه بدن آرام شود، ذهن نيز آرام مي شود».زماني كه ذهن آرام شد، فرد مي تواند از تمام تكنيكها و فنون رزمي خود، در مبارزه حداكثر استفاده را ببرد. بعلاوه وقتي كه بدن ريلكس و آرام باشد، انرژي جسمي و روحي اضافي به هدر نرفته و رزمي كار بنيه و قدرت بيشتري براي مبارزه و اجراي فنون خواهد داشت. يك رزمي كار مي تواند تكنيك شل كردن بدن را به 2 طريق انجام دهد:

الف-ريلكس ثابت: اين شيوه به صورت نشسته و يا اغلب، دراز كش انجام مي شود و شخص بوسيله القاء حس سنگيني به خود، نقاط بدنش را شل كرده و به آرامش مي رسد.

ب-ريلكس متحرك:پس از اينكه تكنيك ثابت آموخته شد، شخص مي تواند ريلكس متحرك كه بسيار موثرتر است را تمرين كند. ريلكس متحرك شامل حركات نرم«تايچي»و «چي كونگ» است. اين حركات بعلت آنكه نرم، آهسته، روان و با هماهنگي تنفس انجام مي شوند، عضلات رزمي كار را در حركت، ريلكس كرده به وي آرامش روحي فوق العاده اي مي بخشد. و بخاطر آنكه از طريق اين حركات، كارآيي هنرجوي رزمي بسيار بالا مي رود، امروزه اكثر رشته هاي رزمي در جهان حركات نرم «تايچي» و «چي كونگ» را بعنوان مكمل سبك رزمي خود تمرين مي كنند.

۲-تقويت فنون دفاعي: متاسفانه اكثر سبكهاي رزمي، بر روي تكنيكهاي تهاجمي تاكيد بسيار مي ورزندو به تكنيكهاي دفاعي، توجه لازم را ندارند. فنون دفاعي بعلت آنكه شما را در برابر ضربات حريف كه گاه ممكن است منجر به نقص عضو و حتي مرگ شود، محافظت مي كند در مبارزه بسيار مهمتر هستند تا فنون تهاجمي. شما مي توانيد تحت نظر يك استاد در عرض حداقل 6 ماه مبارزي تهاجمي شويد، ولي اگر بخواهيد بصورت مبارزي تدافعي كه بتواند ضربات سريع و غافلگيرانه حريف را مهار كند در آئيد، احتياج به سالها تمرين زير نظر يك استاد با تجربه داريد. عدم دفاع سريع و اصولي ضربات، در مبارزات قهرمانان مشهور سبكهاي كلاسيك نيز مشاهده مي شود. سبك «وينگ چون» كونگ فو يكي از سبكهاي دفاعي معروف در دنياست كه تكنيكهاي دفاعي موثري دارد. وقتي كه شما در اثر تمرين، مهارتهاي دفاعي نان را افزايش دهيد، فنون تهاجمي تان خود به خود پيشرفت مي كند. ولي اگر بخواهيد بيشتر بر روي تكنيكهاي حمله اي تاكيد ورزيد، فنون دفاعي تان بطور اصولي تقويت نمي شود.

۳-محكم كردن بدن: حساسيت زدايي جسمي نسبت به ضربه يكي از اصول بسيار مهم در هنرهاي رزمي است. شما هر چقدر كه در فنون دفاعي، سريع و هوشيار باشيد، باز هم امكان دارد در مبارزه يكي دو ضربه به شما اصابت كند كه البته امري است طبيعي. يا زماني كه بخواهيد تكنيك هاي حريف را دفاع نماييد بايد از دستهاي محكمي برخوردار باشيد. از اين رو، بدنسازي جسمي يك رزمي كار در مقابل ضربه به 3 بخش تقسيم مي شود:

الف-حساسيت زدايي عضله اي: در اين وضعيت، حساسيت عضله ها نسبت به ضربه به تدريج از بين مي روند.

ب-محكم كردن استخوانهاي دست و پا: طي تمرينات رزمي و مخصوصاً مبارزه، استخوانهاي هنر جويان چه در دفاع و چه در حمله بدفعات به هم اصابت مي كنند و اگر يك رزمي كار ماهر در فنون رزمي استخوانهاي دست و پايش محكم نباشد، ممكن است در اثر درد شديدي كه در استخوان ساعدش به علت دفاع ضربه حريف بوجود مي آيد، قادر به ادامه مبارزه نباشد. پس لازم است كه استخوانهاي ضروري، مخصوصاً استخوان ساعد دست و ساق پا محكم شده و حساسيت آنها نسبت به ضربه بتدريج از بين بروند.

ج-حساسيت زدايي صورت: از بين بردن حساسيت صورت نسبت به ضربه، اهميت زيادي دارد. چون ضربه به صورت باعث گيجي مي شود و زماني كه رزمي كاري گيج و مغشوش شود، بهترين موقع است كه وي را تحت حملات متوالي قرار داد. فردي كه در اثر اصابت ضربه به صورتش، گيج شود ديگر هيچ عكس العملي نمي تواند از خود بروز دهد. از اينرو، حساسيت بعضي از نقاط صورت را بايد از بين برد. حساسيت زدايي صورت بايد بسيار با احتياط و بتدريج صورت گيرد و مواظب بود كه به نقاط حساس مثل: بيني يا چشمها آسيبي وارد نشود. هر 3 نوع بدن سازي كه در بالا تشريح شد، بايد حتماً تحت نظر مربي مجرب و بتدريج انجام گيرند. البته نقاط حياتي بدن نظير: بيضه، چشم، حفره گردن و غيره را بهيچ وجه نمي توان در برابر ضربه مقاوم نمود و تنها راه محافظت از آنها، تقويت فنون دفاعي است.

۴-توانايي مبارزه در فاصله نزديك: مبارزه در اغلب رشته هاي رزمي در فاصله دور انجام مي شود و بر اين اساس، اكثر رزمي كاران تنها قادرند از فاصله دور مبارزه كنند و اگر فاصله بسته شود، در فاصله نزديك نمي توانند به نحو موثري به مبارزه شان ادامه دهند. توانايي مبارزه از فاصله نزديك، براي يك رزمي كار بزرگترين امتياز محسوب مي شود. اگر دقت كرده باشيد دو نفر شخص عادي كه واقعاً با هم درگير مي شوند، در يك لحظه بطور غريزي و ناخودآگاه فاصله بين خود را كم مي كنند و بيشتر از ضربات دست استفاده مي نمايند. و اين امر، در تمام مبارزات حقيقي و آزاد رزمي، طبيعي است. و به همين علت است كه اكثر قهرمانان رزمي‌كاري كه در مسابقات از فاصله دور و به صورت كلاسيك و قراردادي مبارزه كرده و پيروز مي شوند، در مبارزات غيرقراردادي و آزاد و همچنين درگيريهاي خياباني، بندرت مي توانند حريف خود را مغلوب سازند.

تعداد معدودي از سبكهاي رزمي هستند كه مبارزه شان از فاصله نزديك و بيشتر با استفاده از دفاعها و ضربات دست (كه پيروزي نهايي در يك نبرد حقيقي را تعيين مي كند) مي باشد. يكي از اين رشته ها، سبك «وينگ چون» كونگ فو است كه مبارزات اين سبك، اصلي ترين و حقيقي ترين مبارزات رزمي در جهان مي باشد، چون در شرايط كاملاً واقعي انجام مي‌گيرند. براي نمونه، مبارزات يكي از قهرمانان معروف اين رشته را بررسي مي‌كنيم: «امين بوز ته په» استاد ارشد سبك وينگ چون و يكي از قهرمانان فعلي در مبارزات آزاد جهاني است. «اِمين» در بيش از 400 مبارزه كاملاً آزاد و خشن (بدون داشتن دستكش، محافظ سر و ديگر تجهيزات ايمني) شركت نموده و كليه حريفان خود را معمولاً كمتر از يك دقيقه مغلوب كرده و تا به حال شكست نداشته است. در بين حريفاني كه اين استاد وينگ چون شكست داده، نام چند تن از رزمي كاران و اساتيد مشهور رشته هاي مختلف رزمي نيز به چشم مي خورد.

راز اصلي موفقيت امين، سرعت زياد و هوشياري ذهني خارق العاده در بكارگيري تكنيكهاي دفاعي و تهاجمي دست به صورت هماهنگ است. به نحوي كه وي در نبردهايش با تهور زيادي فاصله خود را با حريف مي بندد و با هوشياري كامل و اغلب با استفاده از ضربات مشت مستقيم و بر هم زدن تعادل حريف، مبارزه را به نفع خود به پايان مي برد. (فنوني كه ذكر شد، از تكنيكهاي رايج در سبك وينگ چون است) اگر مي خواهيد قادر شويد در فاصله نزديك مبارزه كنيد، ابتدا بايد زير نظر استادي مجرب، ضربات و دفاعهاي دست خود را مهارت بخشيد و سپس فنون قفلي و درويي (به زمين انداختن حريف) را بياموزيد. ضمناً از تجهيزات ايمني نيز حتماً استفاده كنيد.

۵-تنفس صحيح و تقويت ششها: مَثَلي است چيني كه مي گويد: «اگر ضربه يك رزمي‌كار فاقد كنترل تنفس باشد، ضربه اش قدرت لازم را نخواهد داشت». رزمي كاري كه به تكنيكهاي تنفسي آشنا نباشد و آنها را انجام ندهد، نبايد خود را يك رزمي كار واقعي بداند. اگر نگاهي به تمرينات سبكهاي رزمي بيندازيم، در تمام آنها تكنيك هاي كنترل تنفس وجود داشته و اهميت زيادي دارد. براستي چرا تنفس صحيح براي يك رزمي كار بسيار مهم است؟

اجازه دهيد با مثالي ساده، مطلب را روشن تر سازيم: اگر شما از چيزي بترسيد و يا نسبت به موضوعي خشمگين شويد، اولين ريتم بدني تان كه از تعادل خارج مي شود، تنفس شماست كه سريع و تند مي گردد. حال اگر در اين وضعيت بتوانيد نفسهاي عميق و شكمي انجام دهيد يا به عبارتي تنفسهايتان را كنترل كنيد، بسرعت آرام شده و انرژي جسمي و روحيتان تحليل نمي رود.

پس اگر مايليد طي تمرينات و مبارزه زود خسته نشده و بنيه، قدرت و استقامت زيادي داشته باشيد، تمرينات تنفسي را پيوسته انجام دهيد. از طريق تمرينات صحيح كنترل تنفس، ابتدا ششها قوي مي‌شوند و حين تمرينات طاقت فرساي رزمي كه انرژي بدن رو به اتمام است، اين ششهاي قوي هستند كه تنفس را خود به خود كنترل كرده و اجازه نمي دهند، رزمي كار خسته و از ادامه فعاليت متوقف شود، بلكه با تنفسهاي عميق و كسب اكسيژن بيشتر، به وي انرژي مي بخشند. اينكه مي بينيد بعضي از هنرجويان رزمي، در نبرد زود خسته شده يا اصطلاحاً «مي بُرَند» به خاطر عدم آشنائي شان به تنفس عميق و اصولي است. نكته ديگر اينكه: يك رزمي كار اساساً بايد در حين تنفس كه بدن ضعيف شده و مي خواهد انرژي بگيرد، تكنيكهاي دفاعي و موقع تخليه هوا كه بدن قدرت گرفته و ميخواهد انرژي را انتقال دهد ضربه بزند.

۶-خود را به يك سبك رزمي محدود نكنيد: نبايد خود را تنها به فراگيري يك رشته رزمي خاص محدود كنيد. چون هر سبك رزمي، مزايا و معايبي دارد و نمي توان گفت كدام رشته رزمي بهترين سبك است. بعضي ها آنقدر به رشته رزمي شان علاقه و حساسيت دارند كه اگر عيبي واقعي از آن گفته شود، نمي خواهند آنرا بپذيرند. لازم به ذكر است كه تمام هنرهاي رزمي در دنيا از معبد شائولين در چين نشات گرفته و ريشه تمام سبكها در دنيا يكي است. و اگر دقت كرده باشيد، تكنيكهاي پا و دست با كمي اختلاف، در كليه رشته ها يكسان است و تنها اسمشان فرق مي كند. يكي از علتهايي كه باعث شد بروسلي در دنيا شهرت بسياري بدست آورد اين بود كه بروسلي با اينكه سبك اصلي اش وينگ چون كونگ فو بود، ولي اصول چندين سبك رزمي ديگر را فرا گرفته و پيوسته تمرين مي نمود و خود را صرفاً به يك رشته رزمي، محدود نكرده بود. براين اساس بود كه وي حركات و فنون رزمي را مثل يك «بالِريَن» نرم و راحت و با سرعت و قدرت بسياري بر روي حريفانش اجرا نموده همه را مجذوب خود مي كرد.

+ نوشته شده توسط مهران موللی در یکشنبه 26 تیر1384 و ساعت 10:21 |